تن آدمى همچون مریم(ع) است و هر یك عیسايي داریم، اگر ما را «درد» پیدا
شود عیساى ما بزاید و اگر «درد» نباشد، عیسى هم از آن راه نهایى كه
آمده باز به اصل خود پیوندد، الا ما محروم مىمانیم و از او بىبهره.
درد است كه آدمى را راهبر است، در هركارى كه هست، تا او را درد آن كار و هوس
و عشق آن كار در درون نخیزد، او قصد آن كار نكند و آن كار بىدرد او
میسر نشود، خواه دنیا، خواه آخرت،
خواه بازرگانى، خواه پادشاهى، خواه علم، خواه نجوم و ...
فيه ما فيه مولانا
گوشي تلفن رو برداشتم و آروم اين شماره ها رو گرفتم:
1
9
2
امروز يازدهم تير هزار و سيصد و هشتاد و نه هجري شمسي
مطابق با نوزدهم رجب هزار و چهارصد و سي و يك هجري قمري
و برابر با دوم جولاي دو هزار و ده ميلادي است
تصميم گرفتم ( اين كه گرفتن اين تصميم چقدر طول كشيد و چه چيزهايي باعثش شد ، بماند) از همين تاريخ ، يه آدم نو بسازم:
يــكـي دو
ثـــانــيـه انـگـار پـــرده هــا افــتــاد
نـگـاه مـي
كـنــم اين بــار ، هـر چـه بـادا بـاد
بـه گـريـه هـاي دلـم تـا خــدا نـگـاهـي كــرد
به خنده فاتحه اي
خواند و گفت روحت شاد
از زماني كه نطفه يك انسان تشكيل ميشه تا زماني كه دنيا مياد، نه ماه و نه روز زمان داره تا دوره تكاملشو طي كنه و بشه بچه ي يه آدم . هر ماهِ جنينى برابر 28 روز است و مدت زندگى جنين از
لقاح تا هنگام تولد، به طور متوسط ده ماه جنينى يا 280 روز .
از طرفي در عرفان اصيل ما هست كه اگر انسان هفت چله يعني 7تا 40 روز خودش رو خالص براي خالقش كنه ، به كمال انساني خودش ميرسه : 40 ضربدر7 مساوي 280 يعني دقيقا به اندازه همون دوره تكامل جنين براي ورود به يك دنياي جديد.

خيلي جالبه ، مگه نه؟ شگفت آوره !!!
امروز خدا دوباره لطفي كرد و به من مهلت داد تا به ياد عهد پيشين:
الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا الشیطان ؟ انه لکم عدو
مبین ؟(يس-60)
نطفه انساني جديد شكل بگيره ، 280 روز وقت دارم تا برسونمش به اونجايي كه بايد برسه. اميدوارم بچه نارس به دنيا نياد، اميدوارم سقط نشه، اميدوارم خوشگل ترين و ماماني ترين بچه دنيا بشه ، من تمام سعيمو ميكنم تا تو اين مدت همه جوره ازش مراقبت كنم،سعي ميكنم همه ويتامينها رو بهش برسونم، از همين امروز كه فقط به اندازه يه اپسيلوني، دوستت دارم عزيزم و براي خوشبختيت همه كار ميكنم. براي سلامتيت همه دلتنگي هامو دور مي ريزم تا بتونم فقط روي رشد و تكامل تو متمركز بشم ، فقط يه شرط داره، فقط يك شرط: خدا جون كه طرف مقابل اين تعهد هست ، بايد مثل يك پدر هر لحظه هواي من و تو رو داشته باشه و يك لحظه چشم از ما برنداره.
چي دارم ميگم؟! مني كه هيچي نيست داره واسه اوني كه همه چيزه شرط تعيين ميكنه، اون هم شرطي كه هميشه برقرار بوده و هست ! عجب ما انسانها خنده داريم !
خدايا نمي گويم كه دستم را بگير
عمريست گرفته اي
مبادا رها كني
پس از امروز تا نه ماه و نه روز ديگه كه مياي عزيز قشنگم. همه لحظه هاي اين مدت بارداري رو با همه رنجها و مشكلات احتماليش دوست دارم و به اميد ديدارت روز شماري مي كنم.
روز تولدتم حساب كردم :
20 فروردين 1390
5 جمادي الاول 1432
10 آوريل2011
پي نوشت 1 _ هر رفتني رسيدن نيست، ولي براي رسيدن بايد رفت.
پي نوشت 2 _ امروز خيلي اتفاقي فيلم درها و پرده ها رو از تلويزيون ديدم،البته فقط آخراشو ديدم با اين حال خوشم اومد ازش و صدالبته كه ديدنش روي اين تصميم بي تاثير نبود. يكي از ديالوگهاش اين بود: وقتي در ميزنند ، زود برو در رو باز كن، چون اوني كه پشت دره خداست ، منتها گاهي وقتها لطف خداست گاهي قهر خدا.
+ نوشته شده توسط او در
89/04/11 و ساعت
|